خسته ( 1301 )
عزيز فيلى ، كه در شعر خسته تخلص مىكند ، فرزند خداكرم ، در سال 1301 هجرى شمسى در شيراز پا به عرصهء حيات گذاشت . در كودكى به مكتب رفت ، خواندن و نوشتن را آموخت ، امّا چون از مكتب گريزان بود ، چندان در خواندن و نوشتن پيشرفتى حاصل نكرد ، اما به قول خودش در تمام عمر خودآموزى كردم ، سواد و شاعرىام هر دو انگيزهء الهى دارد .
عزيز فيلى دربارهء زندگى و شاعرى خود چنين مىگويد : « در جوانى مدتها در ادارهء كامساكس راه بوشهر كار مىكردم ، چند سال هم فروشندهء لوازم اتومبيل بودم ، كاميون داشتم و رانندگى مىكردم ، در اثر بيابانگردى با فرهنگ مردم آشنا شدم . مخصوصا جنوب ايران كه كمكى بود براى آگاهىام ، گوشم به نغمهء شروهسرايى آشنا شد . هميشه اشعار باباطاهر و فايز دشتستانى را زمزمه مىكردم . آرزو داشتم شعرى از خود بگويم ، موفق نمىشدم . شاعر شدنم شبيه معجزه و محبت الهى است ، حدود پنج سال ايام ناتوانى و خانهنشينى شايد چهل دفتر سياه كردم . از سر صدق رو به ديوان خواجه بزرگوار آوردم . چندين بار غزل " اى دل آن به كه خراب از مى گلگون باشى " مىآمد . اميدوار بودم و هيچوقت نااميد نشدم ، تدريجا ديدم در وجودم چيزى يافتم شبيه شعر ، از خوشحالى شبها در عوض خواب به دوبيتى فكر مىكردم . راه افتادم ، كسى باورش نمىشد . چند دوبيتى بردم در انجمن حافظ به نظر استاد عطارد رساندم ، گفت اسم شعرت را مىدانى چيست ؟ عرض كردم : خير . فرمودند : فهلويات است ، خوب است ، ولى بايد مطالعه بكنى . هرچه دوبيتى بود ، جمع كردم ديدم به آن شكل نمىتوانم شعر بگويم ، رشتهء شعر خودم را هم از دست مىدهم ، به استاد مزارعى چگونگى را عرض كردم ، فرمودند : راه خودت را برو و به