رندان اگر كلاه نهادند بر سرت * غمگين مشو كه در ازل اين تخم كاشتند
اهريمنان كلاه گشادى به دست خويش * آماده بهر جدّ بزرگ تو داشتند
باشد گواه گفتهء من آى با كلاه * كان را نخست بر سرم آدم گذاشتند
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1273 | سيد محمد باقر برقعى