مطلع بود :
شبى در حال مستى تكيه بر جاى خدا كردم * در آن يك شب خدايى من عجايب كارها كردم
خرمشاهى از خوشنويسى بهره كافى دارد و خط نستعليق و شكسته را خوش مىنگارد . آثار منظوم ديگر او عبارت است از : شيخ شنگول ، دنياى شاديها ، نامههاى عشق .
اينك چند نمونه از اشعار او :
جز يكى دوست نديديم
اى كه گفتى دهم ار جان به ره دوست بجاست * اين كلاميست دلانگيز ، ولى دوست كجاست
در همه عالم اگر دوست يكى پيدا شد * سر و جان گر بدهى در ره آن دوست بجاست
مىزند آنكه دم از دوستى و همنفسى * دشمن جان من و خصم تو بىچون و چراست
اعتمادى نتوان داشت به هر بىسروپا * تكيه بر همدم نابخرد و نااهل خطاست
يار آن است كه بر يار نخواهد جز خير * دوست آن است كه با دوست نگويد جز راست
همه جا رفته و گشتيم به هر شهر و ديار * جز يكى دوست نديديم كه او نيز خداست
نيست امروز بجز خدعه و نيرنگ و فريب * همه ريب است و ريا آنچه در اين كهنهسراست
پاى تا سر همگى غرق حسادت زن و مرد * همه خودخواه و دورو خُرد و كلان بىكموكاست
همه باهم به جدال و همه باهم به ستيز * كس نگويد كه چنين راه و چنين رسم چراست