تن زير بار ننگ نبايد دهد بشر * اين درد را دواست به دارالشّفاى ما
در پايگاه عشق به كف جان نهادهايم * اين رتبه نيست درخور هركس سواى ما
پاداش حقطلب ، به شهادت شود تمام * شهد شهادت است گوارا براى ما
ما كاروان كعبهء عشق و شهادتيم * از ما جدا شو اى كه نهاى پابهپاى ما
شوييم نقش ظلم و ستم را به خون خويش * شد قبلهء حريم خدا رهنماى ما
عبّاس و عون و قاسم و اكبر ستادهاند * هريك صفا دهند به سعى و صفاى ما
هركس كه مىرود ، برود ، اصغرم بهجاست * اين غنچه سرخ مىشود اندر مناى ما
اين پرچمى كه پرچم خونين نهضت است * بر دوش زينب است و بود در قفاى ما
وان عندليب گلشن زهرا سكينهام * دارد نواى تعزيت نينواى ما
« خبّاز » را كلام حسين است زيب گوش * او گفته ، نيست كم به قيامت عطاى ما
روضهء رضوان
اى گلفروش شهر ، چه دانى بهاى گل * گل را فروختى چه خريدى به جاى گل
اى گلفروش داده گل از كف صفا بيار * گل دادهاى ز كف كه ندارى صفاى گل
آيينهدار چهرهء گل شو كه گل شوى * بر زن ميان به عشق بتان در سراى گل
جز حرف گل به گل نتوان زد كه مقبل است * گل را ببر به هديه صباحى براى گل
گل حسن خويش عرضه به بلبل كند به ناز * بلبل ز شوق نغمه سرايد به پاى گل
بلبل مخور فريب گل و ناز و عشوهاش * رنگى دو روز بيش ندارد حناى گل
بايد قدم نهم به گلستان بو تراب * كافتاده است بر سر جانم هواى گل
بنگر به گلستان على وه چه منجليست * دارد فزون ز روضهء رضوان فضاى گل
« خبّاز » آورد ز گلستان مصطفى * از بهر دوستان خدا شاخههاى گل