تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1249

مساهمون:

ص١٢٤٩
اهل قم صبح خود از چيست به قم شام كنيد * چند اى مرده‌دلان زندگى خام كنيد برويد از قم ، غم تا كه به تهران نشاط * تن پر از عشرت و جان خالى از آلام كنيد خوش حديثيست عليكم بسواء داد الاعظم * طلب فايده زين نكتهء ابهام كنيد
محمد رضا هدايتى ( طاهر ) فرزند خاموش ، در نامه‌اى كه براى نگارنده ارسال نموده ، چنين مىنويسد : « خاموش چند سالى در استخدام دولت درآمد و چندى در وزارت دارايى ، و مدتى نيز در پست و تلگراف به كار اشتغال ورزيد ، اما كار ادارى با روح آزادهء او سازگار نبود و شغل دولتى را رها كرد و به شغل آزاد روى آورد . تخلص خاموش را از آن روى برگزيد كه بسيار كم حرف مىزد ، و اگر سؤالى از او مىشد جوابى كوتاه مىداد و خود در شعرى گويد :
چون نديدم زيان ز خاموشى * لفظ خاموش را لقب كردم »
اما خاموش عمرش چندان نپاييد و در نهم ارديبهشت سال 1327 شمسى در سن سى و پنج‌سالگى براثر سكتهء قلبى چشم از جهان فروبست و در زادگاهش به خاك سپرده شد . خاموش شاعرى خوش‌ذوق و بااستعداد و بلندپرواز و زودرنج و حساس بود و در سرودن انواع شعر طبع‌آزمايى كرد ، اما بيشتر به غزلسرايى پرداخت و غزل را هم خوب مىسرود . نمونه‌هاى زير از نظم اوست :

رفتم از كوى تو

از كوى تو من رفتم و ديوانه شدم باز * شمع رخ تو ديدم و پروانه شدم باز فارغ شد از غم چو به كويت گذرم شد * دور از تو شدم در غم و غمخانه شدم باز يك خال سيه كنج لب لعل تو ديدم * طاير صفت اندر طلب دانه شدم باز از كعبه و هم مسجد و طاعات گذشتم * مايل به مى و شاهد و ميخانه شدم باز « خاموش » لبش آب حيات است كه چون خضر * يك جرعه بنوشيدم و مستانه شدم باز
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1249 | سيد محمد باقر برقعى