تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1247

مساهمون:

ص١٢٤٧
بخواباند آهسته‌اش در فراش * به دو گويد آنگه كه : اى مام پير بيارام و خوبى كن ، آسوده باش * قصورى اگر رفت بر ما مگير * * طبيعت بدين‌سان كند ارتحال * به دو بگذرد هفته‌ها ، ماهها به تابوت برفين آن پير زال * كند ناله باد شبانگاهها * * به رسم عزا كاج و سرو سياه * به نعشش بپاشند اكليل برگ به شب بوسه‌هاى يخ از قرص ماه * درودش فرستد به فرخنده مرگ !

افق تاريك

در آسمان سعادت ستاره مىجويم * نهفته كوكب رفعت دوباره مىجويم به هر طرف نگرم نيست غير ظلمت محض * در اين سياهى شب يك ستاره مىجويم شكسته كشتى و از غرق نيست راه خلاص * دچار موجم و يك تخته‌پاره مىجويم فتاده آه ! وطن در خطر ز امدادش * تو تن همىزنى و من كناره مىجويم فغان و نالهء جانسوز دلگداز وطن * اثر به ما نكند سنگ خاره مىجويم ممات بهتر از اين زندگى به نزد خرد * كجاست مرگ ؟ بيا از تو چاره مىجويم
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1247 | سيد محمد باقر برقعى