بخواباند آهستهاش در فراش * به دو گويد آنگه كه : اى مام پير
بيارام و خوبى كن ، آسوده باش * قصورى اگر رفت بر ما مگير
* * طبيعت بدينسان كند ارتحال * به دو بگذرد هفتهها ، ماهها
به تابوت برفين آن پير زال * كند ناله باد شبانگاهها
* * به رسم عزا كاج و سرو سياه * به نعشش بپاشند اكليل برگ
به شب بوسههاى يخ از قرص ماه * درودش فرستد به فرخنده مرگ !
افق تاريك
در آسمان سعادت ستاره مىجويم * نهفته كوكب رفعت دوباره مىجويم
به هر طرف نگرم نيست غير ظلمت محض * در اين سياهى شب يك ستاره مىجويم
شكسته كشتى و از غرق نيست راه خلاص * دچار موجم و يك تختهپاره مىجويم
فتاده آه ! وطن در خطر ز امدادش * تو تن همىزنى و من كناره مىجويم
فغان و نالهء جانسوز دلگداز وطن * اثر به ما نكند سنگ خاره مىجويم
ممات بهتر از اين زندگى به نزد خرد * كجاست مرگ ؟ بيا از تو چاره مىجويم