تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1245

مساهمون:

ص١٢٤٥
اى نيك‌پى فرشتهء فرخنده‌فال صلح * بيداد روزگار ستمگر ز حد گذشت بازآ كه جيش فتنه زند طبل بازگشت * روشن شود دوباره جهان از جمال صلح

اى وطن

هر روز به يك منظر خونين به در آيى * هردم متجلّى تو به يك جلوهء جانسوز از سوز و غمت مرغ دلم هر شب و هر روز * با نغمهء نو تازه كند نوحه‌سرايى اى طلعت افسرده و اى صورت مجروح * آماج سيوف ستم ، آه اى وطن زار هر سو نگرم خيمه زده لشكر اندوه * محصور عدو ، مانده تو چون نقطهء پرگار محصور عدو ، يا خود اگر راست بگويم * اى شير ، زبون كرده تو را روبه ترسو شمشير جفا آخته روى تو ز هر سو * تا چند بخوانى ؟ بگشا چشم خود از هم برخيز ، يكى صولت شيرانه نشان ده * يا جان بستان يا كه در اين معركه جان ده

در قرن بوالعجب

در قرن بوالعجب به وجود آمديم ما * عصرى كه غير فتنه نبود ، آمديم ما از پيش داد عالميان را نويد سلم * زان رو به صد سلام و درود آمديم ما عنوان ترك اسلحه از خاكيان نمود * انداختيم نيزه و خود آمديم ما آراست كنفرانس به لاهه به محو ظلم * مفتون گفته‌هاى رنود آمديم ما بس حرفها ز سلم و رفاه بشر زدند * غافل ز كنه ، گفت‌وشنود آمديم ما بس فتنه‌ها كه در همه آفاق شد عيان * ديديم خون چه چشمه و رود آمديم ما دنيا غريق آتش و خون ، شهرها خراب * بى خود به شوق بربط و عود آمديم ما