تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1214

مساهمون:

ص١٢١٤
به دنيا در زن و مال است بندت * به عقبى حورى و جنّت كمندت تو را بايست از اين ، هر دو جستن * دريغ از همّت و بىتك سمندت * * چرا سرگرم ، بر ناپايدارى * چرا سر سوى بالا برنيارى صلاى عشق مىآيد ز بالا * چرا در گوش جانت پنبه دارى * * به خود گم شو ره مقصود اين است * درون توست گر حبل المتين است نَفَختُ فيهِ مِن رُوحى شنيدى * چه گويى دولتت در آستين است