تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1207

مساهمون:

ص١٢٠٧

انتظار

در انتظار طلعت جانانه‌ام هنوز * در گيرودار اين دل ديوانه‌ام هنوز سرمست و خواب تا بشوم همچو چشم او * هردم كنار باده و پيمانه‌ام هنوز اى دل مگو به محفل عشّاق چون روى ؟ * در جستجوى آن بت فرزانه‌ام هنوز تا روشنى به مجلس و ياران دهم چو شمع * هر شب بدين بهانه به ميخانه‌ام هنوز مستى مرا ز عالم هستى برون نكرد * مجنون شهر عشقم و افسانه‌ام هنوز درد درون به آتش دل مىدهم برون * چون شمع نيمه‌سوز به كاشانه‌ام هنوز بدنام گشته ، عمر تبه كرده ، سوختم * اى مدّعى مگوى كه بيگانه‌ام هنوز با صد اميد بر سر راهش نشسته‌ام * در انتظار طلعت جانانه‌ام هنوز

مهر رخ يار

در دلم مهر رخ يار چنان خانه گرفت * كه شكرخواب مرا آن مه جانانه گرفت من كه دُردىكش ميخانه بُدم در همه عمر * ساقى مست ز من باده و پيمانه گرفت آتش عشق من امشب ز سر بام گذشت * شعله شمع به بال‌وپر پروانه گرفت دل بشد از كف و دلداده شدم چون مجنون * واى بر يار گر آه من ديوانه گرفت اى دل ار باد برين مشك‌فشان مىگذرد * نكهت از طرّهء آن دلبر جانانه گرفت اى هنرمند مزن زخمه به زخم من زار * شور ساز تو مگر سوز ز حنّانه گرفت من ز خود گم شده‌ام تا كه به خود آمده‌ام * شايد آن ماه‌جبين مهر ز بيگانه گرفت ور نه من دانم و دل گر نرسيديم به وصل * مىتوان همچو سبو جاى به ميخانه گرفت

گل زيبا

اى گل به شاخسار چه زيبا نشسته‌اى * چون نوعروس حجله فريبا نشسته‌اى بردى شكيب و صبر ز عشّاق بىقرار * خود بىقرار دل چه شكيبا نشسته‌اى يك‌دم به روى سرو و صنوبر چميده‌اى * گاهى كنار ساغر و صهبا نشسته‌اى چندى به روى شاخه سرسبز در چمن * اين دم به روى اطلس و ديبا نشسته‌اى اى گل نديدم از تو كلامى فصيح‌تر * در باب عشق جاى الفبا نشسته‌اى در غالب كلام نگنجيده وصف تو * عمرت دراز باد كه زيبا نشسته‌اى