تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1172

مساهمون:

ص١١٧٢
ترجمه پنج حكايت از شكسپير ، 9 - رساله‌اى در احوال مير عليشير نوايى ( مجلهء پيام نو ) ، 10 - خطابه دربارهء شعر فارسى معاصر ( كتاب كنگرهء نويسندگان ) 11 - نشر مجلهء تعليم و تربيت ، 12 - نشر تقويم معارف . همچنين ديوان اشعارش به نام سخن حكمت در سال 1351 به كوشش شادروان دكتر سادات ناصرى چاپ و منتشر شد .

طلسم ( ترجمه از آثار الكساندر پوشكين ، شاعر شهير روسى )

- 1 -
در ديار خزر كه اژدر بحر * مىگشايد به هر كناره دهان ، موجهاى عظيم همچون كوه * حمله‌آور به صخرهء عريان ، چهرهء ماه چون رخ محبوب * مىفشاند اشعهء تابان ، در حريم حرم به عيش و به نوش * خواجگانند سرخوش و شادان ، دخترى ماهروى و افسونگر * كه زمانه چو او نداد نشان « از شكرخنده ريخت از لب قند » * نرخ قند و شكر نمود ارزان ، بس طلسمى پر از نقوش عجب * كرد بر سينهء من آويزان ،
- 2 -
دل افسردهء تهى ز طرب * از سر مهر كرد پر ز سرور ، گفت با صدهزار لطف و نواخت * اين دل زار خستهء مهجور ، « اى كه سرگشته‌اى به وادى عشق * همدم دردى و ز درمان دور ، اين طلسم مَنَت به كار آيد * دل در آن نيك بند و باش صبور ، هست از كارگاه عالم غيب * بالعجب نيرويى در آن مستور ، در شب تار و روز تيرهء عمر * پرتو از مهر مىفشاند نور ! كند اندر سطور نامهء بخت * كارهاى عجب ز نقش سطور
- 3 -
بلى ، امّا طلسم من به جهان * مانع هر بلا نخواهد شد ! دارويى بس عجيب هست ولى * دردها را دوا نخواهد شد !