ترجمه پنج حكايت از شكسپير ، 9 - رسالهاى در احوال مير عليشير نوايى ( مجلهء پيام نو ) ، 10 - خطابه دربارهء شعر فارسى معاصر ( كتاب كنگرهء نويسندگان ) 11 - نشر مجلهء تعليم و تربيت ، 12 - نشر تقويم معارف . همچنين ديوان اشعارش به نام سخن حكمت در سال 1351 به كوشش شادروان دكتر سادات ناصرى چاپ و منتشر شد .
طلسم ( ترجمه از آثار الكساندر پوشكين ، شاعر شهير روسى )
- 1 -
در ديار خزر كه اژدر بحر * مىگشايد به هر كناره دهان ،
موجهاى عظيم همچون كوه * حملهآور به صخرهء عريان ،
چهرهء ماه چون رخ محبوب * مىفشاند اشعهء تابان ،
در حريم حرم به عيش و به نوش * خواجگانند سرخوش و شادان ،
دخترى ماهروى و افسونگر * كه زمانه چو او نداد نشان
« از شكرخنده ريخت از لب قند » * نرخ قند و شكر نمود ارزان ،
بس طلسمى پر از نقوش عجب * كرد بر سينهء من آويزان ،
- 2 -
دل افسردهء تهى ز طرب * از سر مهر كرد پر ز سرور ،
گفت با صدهزار لطف و نواخت * اين دل زار خستهء مهجور ،
« اى كه سرگشتهاى به وادى عشق * همدم دردى و ز درمان دور ،
اين طلسم مَنَت به كار آيد * دل در آن نيك بند و باش صبور ،
هست از كارگاه عالم غيب * بالعجب نيرويى در آن مستور ،
در شب تار و روز تيرهء عمر * پرتو از مهر مىفشاند نور !
كند اندر سطور نامهء بخت * كارهاى عجب ز نقش سطور
- 3 -
بلى ، امّا طلسم من به جهان * مانع هر بلا نخواهد شد !
دارويى بس عجيب هست ولى * دردها را دوا نخواهد شد !