تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1167

مساهمون:

ص١١٦٧

در ستايش حضرت على ( ع )

اى ز قمر برده ماه روى تو رونق * حسن تو بر عالمى شده‌ست محقّق باز كن آن چشم مست را و روان كن * خلق به دنبال خود چو تودهء زِيبق پرده برافكن ز روى خويش كه باشد * روى تو از مهر و مه سواد مصدّق تا كه برندت نماز عارف و عامى * زلف به تارك بنه چو تاج مُعرّق ثانى گل هستى و خرام به گلشن * تا كه ز گلها برد جمال تو رونق جلوه‌گرى كن كه در جمال و نكويى * چون تو نباشد به روزگار موفّق چشم بد از روى خوب و همچو مهت دور * اى كه مرا از تو زندگىست مُنسّق حمد خداوند را سزاست كه دارد * امرش بر پاى اين رواق مُطبّق خاك در اوست كحل ديدهء بينا * نام خوش اوست زيب طارم ازرق داور يكتا و كردگار توانا * صانع بىچون خداى قادر مُطلق ذات منيعش ز عيب و نقص مبرّا * صنع بديعش بسان عرش محلّق راحت دلها ز فيض اوست ميسّر * گردن جانها به طوق اوست مُطوّق زان پس مدح على كنم كه ولايش * برزده بر طاق عرش رايت و بيرق ژرف‌نگر ، تيزبين و عاقبت‌انديش * گفته و كردار او متين و مُوثّق سرور عالم خديو ملكت هستى * شير خدا شاه دين خليفهء برحق شاه جهان شهسوار عالم اسلام * آنكه به مدحش خموشى آمده اوفق صِهر نبى شوهر بتول مكرّم * ابن عمّ مصطفى رسول مصدّق ضيغم غُران بيشهء ابديّت * آنكه از او شد اساس كفر مُعوّق طاعت او فوق طاعت همه مردم * كيست بجز او به ذات حق شده مُلحَق ظلم به عهدش شد از ميانه و شايد * طعمه ز چنگ عقاب گيرد با شَق عالى اعلا على كه هست به عالم * يكتا در زير آسمان مُعلّق غالب در جمله غزوه‌ها به شجاعت * خاصه به بدر و حنين و خيبر و خندق فرق همايون او به ساحت محراب * گشت ز شمشير ابن ملجم منشق قامت مردانه‌اش به مسجد كوفه * گشت شناور به خون خوش چو زورق كوخ من خسته‌جان ز مكرمتش كاخ * كاخى جان‌بخش‌تر ز قصر خورنق گشت هرآن‌كس كه خاك درگه مولا * بانگ انا العبد مىزند نه انا الحق
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1167 | سيد محمد باقر برقعى