مزار آرزوها
همهشب ديدهام بر صبح ناپيداى من گريد * كه بر فرداى ناپيداى من شبهاى من گريد
بسان تيرهابرى در دل اين دشت محنتزا * همهشب چشم گوهربار طوفانزاى من گريد
من آن بىخانمان مرغ شبآهنگم كه بر حالم * دل صيّاد خونآشام بىپرواى من گريد
مزار آرزوهاى محالم ، كز پريشانى * فروزان اخترم از وحشت فرداى من گريد
نخواهى نغمههاى دلكش از اين دل شنيد آخر * در اين ويرانه تا مرغ هزار آواى من گريد
نتابد در دل اين تيرهشب خورشيد امّيدى * كه چشم هر ستاره بر شب يلداى من گريد
من آن موجم كه سر بر ساحل افسوس مىكوبم * به درد نامراديهاى من درياى من گريد
ز ره ماندهست آنسان پاى رفتارم در اين وادى * كه چشم خار غم بر پاى رهپيماى من گريد
مرا شد دامن از سيل سرشك چشم تر دريا * « از آن چون نخل بارانخورده سرتاپاى من گريد » « 1 »
« حقيقت » بى « اميد » « 2 » آواى دردم « آذر » « 3 » سردم * كه همچون يار « مشفق » « 4 » چشم خونپالاى من گريد
هامش
( 1 ) - مصراع از شادروان اخوان ثالث است .
( 2 ) - اخوان « اميد »
( 3 ) - جواد كنارهچى « آذر »
( 4 ) - مشفق كاشانى