تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1147

مساهمون:

ص١١٤٧
مجموعه شعر به نامهاى اشك ملت ، سياست روز ، و سمبولى از شعر و ادب معاصر به چاپ رسيده است .

من هم

چشم ابر بهارا گريان بود در چمن * بلبل از عشق گل پريشان بود همچو من من و او هر دو ناله‌ها كرديم * شكوه از يار بىوفا كرديم بلبل از عشوهء گل شاداب در بهار * من ز آشوب آن دو نرگس خواب چشم يار هر دو همدرد يكدگر بوديم * از غم عشق باخبر بوديم بلبل آن مرغ‌زار را بايد مرغزار * عاشق بىقرار را بايد خط يار كز خط و مرغزار بلبل و من * واى بر حال زار بلبل و من من ز گل‌چهره او ز چهرهء گل در تعب * من پى زلف و او پى سنبل روز و شب همه در آتشيم و سوز و گداز * اى دل غرقه خون بسوز و بساز ياد آن شب كه چشم مخمورش سوى من * بود و روشن ز روى پرنورش كوى من از چه امروز بىخبر ز من است * همچو ايّام در گذر ز من است گرچه خود از تو دور مىكردم بىگمان * بىنشاط و سرور مىكردم در جهان ليك چون دوست دارمت اى دوست * به خدا مىسپارمت اى دوست
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1147 | سيد محمد باقر برقعى