پرپر زد
چون پيك بهار حلقه را بر در زد * بلبل به سراپردهء بستان سر زد
پيغام كه از زبان سوسن بشنيد ؟ * افتاد به روى برگ گل پرپر زد
حماسه پرواز
از جوش زمين گيرد گرد آب و گلم * بر تار قفس ، حماسه پرواز دلم
با آنكه دلم پر است از چونوچرا * بىچونوچرايى بنموده خجلم
سبز قامت جنگل
آبى برودخانه ز پاكى چو آينه - * - مىرفت و سبز قامت جنگل به دوش داشت
شب بود و زندگى * از اشك شوق چشم من ابرى به كوه زد
تُندر * تندر زد آذرخش
سيلاب شد پديد * جنگل به گِل نشست .