تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1073

مساهمون:

ص١٠٧٣
چينى كه آن صنم به سر زلف داده است * گر افكند ميان دو ابروش خوش‌تر است تصوير جان عاشق و ترسيم اشتياق * در كارگاه چشم خطاپوش خوش‌تر است چشمى كه دل ربوده ز دستم به غمزه گفت : * دولت به دست مردم باهوش خوش‌تر است « حامى » به گوش آنكه به رمز آشنا بود * بانگ اذان ز نغمهء چاووش خوش‌تر است

وحى مُنزل

زلال معرفت از باورت نمايان است * افق ، افق ز فروغ تو نورباران است تو وحى مُنزل خلّاق نون و القلمى * كه محتواى كلامت رفاه انسان است
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1073 | سيد محمد باقر برقعى