*
آه ! اى خورشيد گرم و مهربان ما * آه ! اى مهر بزرگ مهرگان ما
كه نويد روشنى از دوردست تار مىآرى ! * جام چشم كودكان كاوه ، خونين است !
باز ضحاك زمان ، مست است * از خون عزيزان ، مست !
آه ! اى مهر بزرگ مهرگان ما * كو فريدونى كه گردد همنشين مهربان ما
بهار گيلان
رود ، غرّان و راه ، پيچاپيچ * سبزه در سبزه كوه و جنگل و دشت
خون گرم شقايق وحشى * ريخته بر كنار جادهء رشت
* برق مىخندد ، ابر مىبارد * باد ، بوى بهار ، مىآرد
از سر ( دلفك ) ، آسمان خواهد * شبكلاه سفيد بردارد
* آه ! اى روزگار دور و دراز ! * كه بهاران تازه را بىما - ،
مىكنى در ديار ما آغاز ؛ * دلگشا كن ولايت ما را
جاودان كن حكايت ما را .