ديلم ( 1355 ) ، 4 - قيام غريب شاه گيلانى در دورهء صفويه ( 1357 ) ، 5 - يهشو . بوشئوم .
رخئونه ( شعر گيلكى 1358 ) ، 6 - ليلهكوه ( شعر گيلكى 1358 ) ، 7 - فرهنگ گيل و ديلم ( 1367 ) ، 8 - دكتر حشمت جنگلى ( 1368 ) ، 9 - خونينههاى تاريخ دار المرز ( گيلان - مازندران 1370 ) ، و چند اثر ديگر .
اشتباه
با ننگ اگر قياس كنى اشتباه را * نفرين نشويد اينهمه داغ گناه را
اى داغ ننگخوردهء جاويد روزگار * نامرد آنكه بخشدت اين اشتباه را
بردى ز كورهراه ، لب پرتگاه ژرف * صدها هزار مردم جوياى راه را
هر قطره خون گرم كه بر خاك راه ريخت * بايد در آستين تو جويم گواه را
آن صبح دلپذير كه گفتى رسد ، رسيد * لعنت به شب كه زاد چنين صبحگاه را
بالاتر از سياهى اگر رنگ ديگريست * شرم آيد از گذشتهء خود دلسياه را
عمرى بهسوى گمشدهاى تاختيم و باز * نشناختيم پيچوخم راه و چاه را
جريان تاريخ
چو شط روشنى جريان تاريخ * به درياى تكامل رهسپار است
رود همراه اين شط مقدّس * هرآن قطره كه بىگرد و غبار است
* * بدون وقفه پس بايد بكوشيم * كه از آن قطرههاى پاك باشيم
نه آنكه در لجنزار كرانه * پر از گند و نهان در خاك باشيم
* * بهسوى بحر موّاج تكامل * كه شطّ جنبش ملّت روان است
ز كولاك حوادث پاك گردد * هرآنچه در وجود وى نهان است
* * خدايان ره مرداب ظلمت ! * هزاران قرن ظلم و كينه كافيست !
نخواهد كرد هرگز شطّ تاريخ * ز سدّ رو بناهاى كهن ايست