زادگاه من ، * كه به هنگام تبسوزان سنگينپاترين روزانِ تابستان
بهترين پاشويهاش ، خيزابهاى سركشِ درياست * سر نهاده بر سرير سينهء سرسبز و رنگينش
*
سايبانِ سربلندِ سرزمينِ شرقِ گيلان است ، ليلاكوه * كوه دورانديده ، كوه صبر و ايمان است ليلاكوه .
ترانهء ديدار
در باغ عاشقانهء دلهاى عاشقان ، * گلهاى عشق ، بار دگر مهربان شكفت .
باغ وجود ما ، * پربرگ و بار باد .
دنيا پر از ترانهء ديدار يار باد !