تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 982

مساهمون:

ص٩٨٢

جلالى ( 1296 - 1251 )

فتح اللّه جلالى ، فرزند عبد الرحيم ، معروف به افسر ، در سال 1251 هجرى شمسى در اصفهان قدم به عرصهء هستى نهاد و در سال 1296 شمسى در سن چهل و پنج‌سالگى ديده از جهان فروبست و به سراى ابدى شتافت . جلالى علوم ادبيه و عربيه را در زادگاه خود نزد اساتيد عصر فراگرفت ، آنگاه به تمرين خط پرداخت و خط نستعليق را از پدرش تعليم گرفت و آن را به سرحد كمال رسانيد . جلالى پس از كسب علوم و معارف ، قدم در وادى تصوف و عرفان نهاد و پيرو طريقت مراد خود قطب العارفين حاج سلطان على شاه گنابادى گرديد . جلالى شاعرى توانا و عارفى وارسته بود و معيشت خود را از راه انتساخ كتب مىگذرانيد و دو كتاب " صالحيه " و " ديوان ظهير فاريابى " را با خطى بسيار خوش نگاشت . ابيات زير نمونه‌هايى از نظم اوست :

غزل عارفانه در مرثيت حاج سلطان على گنابادى

رفتم به سير دير مغان با خروش دوش * ديدم تمام مغبچگان را سياه‌پوش در بسته ، جمع خسته و مجمر برى ز تاب * ساغر شكسته ، شمع نشسته ، مغان خموش خم كرده غشى و از شكم افتاده بر زمين * كف بر دهانش آمده ازبس‌كه كرده جوش مينا ز بس گريسته بودى به هاىهاى * بگذشته بود سيل سرشكش ز روى دوش بنشسته شمع و ز آتش غم درگرفته بود * خونابه بود زان غم جانسوز تا گلوش ازبس سبو دودسته ز غم مىزدى به سر * افتاده بود بى خود و خالى ز تاب و توش از جام درد بس زده بودند صاف غم * بودند مست عربده رندان دردنوش