تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 952

مساهمون:

ص٩٥٢
لبخند زد و بتاخت ره را * ترسان ، كه دگر كسش بيايد بگريخت فكنده سر فراپيش * خواهان ، كه به دو زبان گشايد * * با آن دو رخِ به رنگ گلنار * رفتار و خرامش دگرگون گرديد نهان به پشت سنگى * تاريك شد اين زمين و گردون * * آرام و شكيب برپريدند * وين كامه درون دويد پيدا يك‌بار دگر نگاه و لبخند * زان گونه ، پر از نويد و گويا

گوش بسته و ديده گشاده

ما گوش ببستيم و دو ديده بگشاديم * همراه گزيديم و به ره گام نهاديم راهى به شكيبايى و خاموشى و گرمى * مردانه پريديم و دمى وانستاديم هر سوى به ره دام‌نواز زاهد و صوفى * ديديم و گذشتيم و ز ره در نفتاديم بند و گره دام هراس و غم حرمان * بر باز شكسته پر جان بازگشاديم * * خرقه به يكى راه « 1 » به مطرب بفكنديم * سجاده به ساقى به يكى جام بداديم از خويش گذشتيم چو روى تو عيان گشت * مرديم به يكباره دگرباره بزاديم اندوه خورد شيخ بسى نزد مريدان * زين سير كه كرديم و از آن خرّم و شاديم « تيرا » سخنت رهزن دلهاست بينديش * وان ريش دل صوفى بيچاره مكن بيش
هامش
( 1 ) - راه : آهنگ و دستگاه موسيقى
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 952 | سيد محمد باقر برقعى