تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 949

مساهمون:

ص٩٤٩

كابل

اى كابل اى بهشت دل‌افروز جانفزاى * اى ياد تو خجسته و فرخنده چون هماى اى زادبوم مردم آزادهء دلير * اى جايگاه مردم داناى رهگشاى اى خانهء سپند « 1 » كهنسال آريان * اى دادهء گرامى دادار رهنماى آباد مان و خرم و خوش تا به جاودان * زى جان و دل مراست گرامى چو جان و تن آن باستان بهار « 2 » و پرستشگه كهن * در نامه و سرود كهن نام او بود زيب و شكوه دفتر و آرايش سخن * هست آرزوى مرغ دل‌وجان كه آشيان گيرد به زير شاخ درختان آن چمن * اين آرزوى من بود و هركه ز آريان هر باد نرم كايد از آن نغز گلستان * از خاك مروزاى خراسان « 3 » و سيستان زامويه و هرات و سمرقند و كاشغر * فرغانه و خجند و كش و بلخ و باميان همچون دم مسيح دمد جان به كالبد * خوش‌تر بود به نزد من از باد مينوان اى باد مشك‌بيز همىوز به خاوران « 4 » * داد اورمزد به زردشت نامدار در آريان چو دين و خدايى « 5 » شود نزار * از كابل و ز رنگ خراسان شود پديد هوشيدر « 6 » پيمبر و بهرام « 7 » شهريار * دين و شهنشهى شود آراسته ز نو از فرّ و كوشش و هنر آن دو كامكار * كابل نويدگاه خدايى و دين بدان اى زادگاه پاك تو ما را برادران * ما را تو مادرى و گرامى چو مادران زى ما يكيست گنجه و شروان و مرو و رى * بغداد و قندهار و بخارا و طابران
هامش
( 1 ) - سپند : مقدس ( 2 ) - بهار : بتكده ( 3 ) - خراسان : مشرق ( 4 ) - خاوران : مغرب ( 5 ) - خدايى : فرمانروايى و پادشاهى ( 6 ) - هوشيدر : نام نخستين دين‌آورى است كه پس از زردشت در دين مزديسنى به آمدن او نويد داده شده است . ( 7 ) - بهرام : نام پادشاهى است از دودمان كيان ، كه در دين مزديسنى به آمدن او نويد داده شده و او به هوشيدر يارى خواهد كرد و در روايى دين او خواهد كوشيد .