در شعلهء كبود نگاه تو ، اى دريغ * گو آن نگاه ؟ كو ؟ كه بسوزد در آتشم ؟
اى بس در آن نگاه هوسبخش تند مهر * كز شوق سوخت خرمن جان بلاكشم
* * در پچپچ خموش سپيدارهاى باغ * آوخ كه رفت آن شب و يادش چه جانگزاست
خواندى چكامهاى كه هنوزم به گوش جان * چون لاىلاى مادر گمكرده كاشناست
* * خواندى و گيسوان تو آشفته بر سهتار * در نور ماه ، منظرهاى جاودانه داشت
من مست عشق و زورق روحم سبك چو باد * بر موجساز ، ره به جهان فسانه داشت
* * بگسست تار و آنهمه آهنگ دلپذير * در پنجههاى گرم تو ، افسرد و جان سپرد
اشكت گرفت دامن و در پردهء سكوت * راز نگفته ، باز ره آشيان سپرد
* * در كشتزار ياد من آن راز دلنواز * ديريست تا شكفته و روييده از نهفت
دردا كه تا به مهر تو آويختم اميد * در شام عمر اختر شادى دميد و خفت !
عيد
چون بوم پرشكسته ، در اين عيد بىاميد * بنشستهام به دخمهء اندوهبار خويش
بنشستهام ، كه « سال نو » آيد ز در فراز * وز دوش خسته ، درفكند كولهبار خويش
* * گيرد عرق ز چهرهء پوشيده از غبار * بشكافدم به حيرت و بشناسدم درست
دستم به شانه كوبد و جنباندم كه « خيز » * « اين پشته ، زاد محنت يكساله راه توست »
* * « بس رنج گونهگونه كه بربسته دست بخت * در اين شگفت بار امانت به نام تو »
« بس سرنوشت خيره كه چون مار خوشهزار * بگشاد كام تشنه ، به اميد گام تو ! »
* * « پارينه رفت . . . بر كف من از سبوى عمر * جامى به نامرادى آينده نوش كن ! »
« سالى دگر بمان و در اين انتظار تلخ * بر كام ناشكفته ، به حسرت خروش كن ! »
* *