تولّلى ( 1364 - 1298 )
فريدون تولّلى ، فرزند جلال ، در سال 1298 هجرى شمسى در شيراز از مادر زاد . پس از تحصيلات مقدماتى وارد دانشگاه تهران شد و در رشتهء باستانشناسى به تحصيل پرداخت و به دريافت دانشنامه توفيق يافت ، آنگاه به سمت مديركل ادارهء باستانشناسى استان فارس منصوب ، و مشغول كار گرديد و ازآنپس بهعنوان مشاور دانشگاه شيراز برگزيده شد .
تولّلى از سال 1320 فعاليت ادبى خود را آغاز كرد و با جرايد و مجلات همكارى نمود و آثارش در آنها درج مىشد . او دربارهء آغاز شاعرى خود مىگويد :
« من از يازدهسالگى آغاز به سرودن شعر كردم و از همان اوان ، طبيعت و زيباييهاى آن را به تجلى در محسوس و نامحسوس دوست مىداشتم . از آن گذشته ، هرجا ديوان شعر يا جنگ و سخنى از چامهپردازى پيشينيان و معاصران مىيافتم ، شاد و سرمست به خواندن آن مىپرداختم ؛ تا سال 1317 كه مقارن با نوزدهسالگىام بود . هرچند نقشپذيرى از اين مطالعات سرودم به شيوهء قدما بود ، ولى ازآنپس دلزدگى از تكرار مضامين ذوقى و توضيحى كهنسرايان و بيزارى از تقليد ، تشابه و تعابير آنان ، چنان در من قوت گرفت كه ناچار در انديشهء ابداع ، طريقى تازه را از شور جوانى مدد گرفتم و زين بر مركب گستاخى نهادم .
البتّه در آن هنگام افسانه نيما و قطعات پراكندهء ديگرى از نيمايوشيج در منتخبات آثار هشترودى و مجلهء موسيقى انتشار يافته كه در جاى خود تازگيها و زيباييهايى هم داشت ، ولى ذوق شيرازى ، سرشت من ، دنبالهروى از آن شيوه نوظهور را نمىپسنديد ، زيرا نيمايوشيج كه سپس نيز با اختلاف سبك سخن ، از دوستان هم شديم ، از چشم من بتشكن