تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 906

مساهمون:

ص٩٠٦
بيا جونم دمى باهم نشينيم * گل بوسه ز روى هم بچينيم از آن ترسم ز كج‌رفتارى چرخ * رسد روزى كه روى هم نبينيم * * * بيا اى گل وداع آخرينه * خزان پيوسته ما را در كمينه بسى چون ما و تو در اضطرابند * كه تا اين فتنه‌گر روى زمينه

اين هم غزلى از او

نه هر خار و خسى بر سر گل آرد * نه هر مركب كه زايد دُلدُل آرد نه هر سرچشمه‌اى آبش گوارا * نه هر خاك و زمينى سنبل آرد برو بربند لب ، خاموش مىباش * نه هر بيضه شكافد ، بلبل آرد من عمرى روز و شب ديدم به تحقيق * نه هر جوشندهء خم ، در دل مل آرد بكن آن آب آتشگون به ساغر * كه ديگ طبع ما را غلغل آرد قلم بگذار « تركى » داس بردار * كه داس دست تو بوى گل آرد