تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 904

مساهمون:

ص٩٠٤
همه دارن غم و يك بىغمى نى * همه ماتم‌زده ، بىماتمى نى همه چشمون ، چو ابر نوبهارى * گهربارند و چشم بىنمى نى * * * بيا جونم ، بيا ، تا همقسم شيم * رها از بند و بيداد و ستم شيم بيا تا مرد و مردونه بجنگيم * چه پروا ، گر سر رارون علم شيم * * * همه از يك پدر ، يك مادرستيم * همه باهم ، برادر ، خواهرستيم يكى با صد قبا خوابيده در قصر * گروهى لخت در پشت درستيم * * * من آن باغم كه گلهايم دوبيتيست * من آن نايم كه آوايم دوبيتيست چه در فصل بهاران و چه پاييز * گل امروز و فردايم دوبيتيست * * * نشستم بامدادان طرف جويى * گل شعرم شكوفا شد ز بويى نوشتم با سرانگشت بر خاك * حديث عشق و داغ آرزويى * * * نه من بت‌سازم و نى بت‌پرستم * كه من جاروكش ميخانه هستم قسم بر خون پاك دختر تاك * كه ناپاكى نمىآيد ز دستم * * * من آن دريا دلِ دريانوردم * ز طوفانى ز دريا برنگردم دل من كشتى است و ناخدا ، جان * كه با هر جزر و مدّى درنوردم * * * گل خودرو ، گلى خوش‌آب‌ورنگه * به چشم گل‌شناس من قشنگه چه دريابد ز گل پروانه « تركى » * كه پاى بلبل انديشه لنگه * * * هنوزم ساز دل آواز دارد * هنوزم نغمه‌اى اين ساز دارد هنوزم بوستان طبع « تركى » * نشان از نرگس شيراز دارد
* * *