تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 899

مساهمون:

ص٨٩٩

مىگريم

بهانه گيسوى او كرده زار مىگريم * بر اين بهانهء دنباله‌دار مىگريم به ياد صبح جوانى و روزگار نشاط * غريب‌وار به هر شام تار مىگريم غم نهان مرا اشك هم نشان ندهد * بر اين نشانهء بىاعتبار مىگريم چو روى خوش در آيينهء زمان نگرم * به بىوفايى آن روزگار مىگريم كجاست بزم حريفان و دور بىخبرى * بر اين زمانهء ناپايدار مىگريم خزان زندگىام سررسيد از ره و من * به حال خويش چو ابر بهار مىگريم

سيل آتشين

اى مايهء نشاط و اميد جوانىام * بر باد رفته بىتو گل زندگانىام چون ماهتاب نيمه‌شبى جلوه‌اى نماى * اى مهر تابناك و مه پرنيانىام من در بهار عمر كه فصل طراوت است * چون شاخهء شكسته ز باد خزانىام رخساره‌ام بسوخت ز سوزنده اشكها * اى سيل آتشين به كجا مىكشانىام در پرده خواستم كه غم دل بيان كنم * بگرفت اشك پرده ز راز نهانىام

اى چرخ

چه بىانصاف و بىپروايى اى چرخ * چه شادى سوز و غم‌افزايى اى چرخ به بدآيينى و نامهربانى * تو بدكردار بىهمتايى اى چرخ زنى آهنگ وحشت ، گاه عشرت * چو بىهنگام و بدآوايى اى چرخ چو جام شادى ما پر شد از مى * تو سنگ كينهء غمهايى اى چرخ به گاه خشم ديدم چهره‌ات را * چه بدهيبت ، چه بدسيمايى اى چرخ چه سودى دارد اين محنت‌فروشى * چه بىسود و چه بدسودايى اى چرخ ببندى راه پاكان را به چاهى * عجب بد كين و نابينايى اى چرخ فروريزد ز آهى خانهء ظلم * تو با اين ناله‌ها برپايى اى چرخ من از غمهاى امروزت به فرياد * تو در فكر غم فردايى اى چرخ به دونان مىدهى صد خوان رنگين * چه دون‌پرور عجب خودرايى اى چرخ به خوان ما چو بينى لقمه‌اى نان * همان يك‌لقمه هم بربايى اى چرخ
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 899 | سيد محمد باقر برقعى