بگذار بگريم
امشب شدهام مست كه مستانه بگريم * بگذار شبى گوشهء ميخانه بگريم
زان آمدهام مست در اين ميكده كامشب * بر قهقههء ساغر و پيمانه بگريم
افسانهء دل ، قصّهء پررنج و ملاليست * بگذار بر اين قصّه و افسانه بگريم
امشب زچهرو در وطن خويش غريبم * خواهم كه در اين شهر غريبانه بگريم
طفل دل من باز تو را مىطلبد باز * بگذار بر اين طفل ، يتيمانه بگريم
اى عقل تو بر عاشق ديوانه بخندى * من نيز به هر عاقل و فرزانه بگريم
آن طاير زيباى مرا بال ببستند * شبها به پرافشانى پروانه بگريم
الهى ، الهى
اگر عشق باشد گناهى الهى * سراپا گناهم الهى الهى
در آتش كشيدند جان و دلم را * سيهديدگان با نگاهى الهى
نشان ده ره كعبهء عاشقان را * به مجنون گمكردهراهى الهى
چو آيينه گيرد غبار ملامت * دل دردمندم به آهى الهى
اگر راه ميخانه همبسته باشد * كجا رو كند بىپناهى الهى
به شبهاى تنهايى و تيرهروزى * فروزان دلم را به ماهى الهى
شدم غرقه در بحر عشق و نيامد * به يارى من پرّ كاهى الهى
يك امشب به داد دل بىكسم رس * كه غم آمده با سپاهى الهى
دستم بگير
مست مستم ساقيا دستم بگير * تا نيفتادم ز پا دستم بگير
بر در ميخانه با زنجير عشق * بستهاى پاى مرا دستم بگير
دردمندم ، عاشقم ، افسردهام * اى به دردم آشنا دستم بگير
اوفتادم سخت در گرداب عشق * اين دم آخر بيا دستم بگير
نالهء افتادگان دارد اثر * تا نگفتم اى خدا دستم بگير
من كه بر اين سينهء چون آينه * مىزنم سنگ تو را دستم بگير