تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 884

مساهمون:

ص٨٨٤

تراب ( 1338 - 1256 )

محمد هاشم تراب ، فرزند محمد حسين ، در سال 1256 هجرى شمسى در شهر كاشان پا به عرصهء حيات گذاشت . در كودكى به مكتب رفت و خواندن و نوشتن آموخت و در همان كودكى پدر خود را از دست داد ، ناگزير براى امرارمعاش به شغل خياطى پرداخت و تا پايان عمر از اين رهگذر معيشت كرد . تراب ، علاوه بر شاعرى در نقّاشى هم دست داشت و صحنهء كربلا را در بعضى پرده‌هاى هيئتها پياده كرده بود كه از آن جمله است هيئت سجاديه كاشان ، و از آثار ديگر او مجموعهء " جُنگ المطالب " است كه داستانهاى شيرين را به صورت منظوم درآورد و شاهد هر داستان را نقاشى زيبايى قرار داد و بنا به گفتهء خبّاز شاعر كاشانى اين كتاب را از كاشان بيرون برده‌اند . خبّاز از تراب خاطراتى دارد ، از جمله مىگويد : « روزى هنگام عصر در دكان خبّازى خود نشسته و مشغول نوشتن شعر بودم كه تراب از راه رسيد و گفت : چه مىنويسى ، گفتم : شكوفه ، گفت :
دگرباره با روى زيبا شكوفه * به طرف چمن گشت پيدا شكوفه
بعد اظهار داشت خوب مضمونى است ، من هم رفتم بسازم . بعد از ساعتى كه از كارم فراغت يافته به سراغ تراب رفتم ، ديدم مشغول نوشتن قصيدهء شكوفه است با اين قافيه : مرجان شكوفه ، الوان شكوفه . و اين قصيده را كه متجاوز از هشتاد بيت است در مدّت كوتاهى سرود . » خبّاز مىگويد : « تراب در علم رمل و اسطرلاب دست داشت . روزى من به اتفاق دو نفر به خدمتش رسيديم ، گفت من با يك رمل نيت شما دو نفر را با خير و شرش مىگويم .