پيروز ( 1306 )
محمد كلانترى ، فرزند عباسعلى ، در سال 1306 هجرى شمسى در شهر مشهد در ميان يك خانواده تهيدست قدم به عرصه هستى نهاد و تا چهارسالگى در زادگاه خود بزيست و به حكم اجبار پدرش براى تلاش معاش جلاى وطن كرد و براى جستجوى كار از شهرى به شهر ديگر رفت و در شهرهاى دامغان ، سارى ، قزوين ، زنجان و تهران به كار پرداخت ، تا اينكه در سال 1313 شمسى براى هميشه در تهران رحل اقامت افكند .
كلانترى تحصيلات ابتدايى را تا ششم ابتدايى در دبستان ملى شريعت به انجام رسانيد و در همين مدرسه بود كه جنگ جهانى دوم آغاز شد و او ناگزير به خاطر تأمين زندگى به كمك پدر شتافت و از كلاس درس به كارگاههاى ساختمانى روى آورد و با دريافت روزى دوازده ريال با پدرش در تأمين مخارج زندگى تشريكمساعى كرد . آنگاه به استخدام كارخانه بلورسازى درآمد و مدت نه سال نيز در آنجا به كار پرداخت ، سرانجام در نتيجهء پروندهسازى در سال 1332 از كارخانه اخراج و روانه زندان گرديد و پس از يك سال بيكارى با مجلهء اميد ايران همكارى خود را آغاز كرد .
كلانترى كه در شعر پيروز تخلص مىكند ، شاعرى است كه از ميان مردم برخاسته و چون زادهء رنج است با دردها و رنجها و محروميتهاى مردم ميهن خود آشنايى كامل دارد .
از وى تاكنون سه مجموعهء شعر به نامهاى " سرود صحرا " و " در پايان شب " و " سرود خورشيد " چاپ و منتشر شده است .
سفر
اى شام غمفزاى ، تو را گر سحر كنم * زينجا به كوى عشق و محبّت سفر كنم