تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 853

مساهمون:

ص٨٥٣
فرق على شكافت تو گويى در آسمان * شقّ القمر به حيطهء ماه صيام بود خون خدا و رحمت للعالمين على * با خون تارك تو هزاران پيام بود خورشيد حق نهال خدا كنده شد ز جاى * آن را كه ريشه‌اش ز شما بادوام بود بركت نداشت بىتو زمين و بهار و گل * هر دولتى به سعى شما مستدام بود بالابلند قامت قد قامت تو را * نازم كه در نماز قعود و قيام بود با دشمنان عدالت و با دوستان وفا * در مذهب گذشت كجا انتقام بود لا حكم را بگفت و به قتلش بداد حكم * ناپخته قصّه‌اى كه ز انسان خام بود شاعر به صوم و قاتل و مقتول روزه‌دار * افطار من حديث غم آن امام بود خود آفتاب بود و ليكن صيانتش * در پرتو رسالت خير الانام بود آن‌كس كه سر گذاشت به پابوس حضرتش * خط امام گرفته و آسوده‌كام بود آيينهء فصاحت شعر بلند « پير » * ناد على به مطلع حسن ختام بود

پيوند وفا

گرچه لطف تو به ما بر سر ناز است هنوز * ليك ما را به وفاى تو نياز است هنوز به همان كوتهى لحظهء ديدار قسم * دل ما بستهء آن زلف دراز است هنوز چه غريبانه من از درگه تو رانده شدم * با وجودى كه دلم محرم راز است هنوز چه دهم شرح پريشانى شبهاى فراق * شمع صد خاطره در سوز و گداز است هنوز زاهد از طاعت رندانهء ما در عجب است * كه مرا خاك درت مُهر نماز است هنوز شوكت سلطنت و دولت محمود كجاست ؟ * سخنى هست اگر حسن اياز است هنوز آن شكرخنده كه صبح كرمش ديد خزان * به چمن خانهء چشم گل ناز است هنوز مهر و سجّاده و تسبيح فكنديم در آب * به اميدى كه در ميكده باز است هنوز « پير » ما گفت كه پيوند وفا را مگسل * جاى شكر است كه او بنده‌نواز است هنوز

حسين ( ع )

آيات بلند كائنات است شهيد * تفسير حقيقت حيات است شهيد چون خون فلق به بركهء شاهد عشق * سكّان سفينة النّجات است شهيد