فرق على شكافت تو گويى در آسمان * شقّ القمر به حيطهء ماه صيام بود
خون خدا و رحمت للعالمين على * با خون تارك تو هزاران پيام بود
خورشيد حق نهال خدا كنده شد ز جاى * آن را كه ريشهاش ز شما بادوام بود
بركت نداشت بىتو زمين و بهار و گل * هر دولتى به سعى شما مستدام بود
بالابلند قامت قد قامت تو را * نازم كه در نماز قعود و قيام بود
با دشمنان عدالت و با دوستان وفا * در مذهب گذشت كجا انتقام بود
لا حكم را بگفت و به قتلش بداد حكم * ناپخته قصّهاى كه ز انسان خام بود
شاعر به صوم و قاتل و مقتول روزهدار * افطار من حديث غم آن امام بود
خود آفتاب بود و ليكن صيانتش * در پرتو رسالت خير الانام بود
آنكس كه سر گذاشت به پابوس حضرتش * خط امام گرفته و آسودهكام بود
آيينهء فصاحت شعر بلند « پير » * ناد على به مطلع حسن ختام بود
پيوند وفا
گرچه لطف تو به ما بر سر ناز است هنوز * ليك ما را به وفاى تو نياز است هنوز
به همان كوتهى لحظهء ديدار قسم * دل ما بستهء آن زلف دراز است هنوز
چه غريبانه من از درگه تو رانده شدم * با وجودى كه دلم محرم راز است هنوز
چه دهم شرح پريشانى شبهاى فراق * شمع صد خاطره در سوز و گداز است هنوز
زاهد از طاعت رندانهء ما در عجب است * كه مرا خاك درت مُهر نماز است هنوز
شوكت سلطنت و دولت محمود كجاست ؟ * سخنى هست اگر حسن اياز است هنوز
آن شكرخنده كه صبح كرمش ديد خزان * به چمن خانهء چشم گل ناز است هنوز
مهر و سجّاده و تسبيح فكنديم در آب * به اميدى كه در ميكده باز است هنوز
« پير » ما گفت كه پيوند وفا را مگسل * جاى شكر است كه او بندهنواز است هنوز
حسين ( ع )
آيات بلند كائنات است شهيد * تفسير حقيقت حيات است شهيد
چون خون فلق به بركهء شاهد عشق * سكّان سفينة النّجات است شهيد