تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 852

مساهمون:

ص٨٥٢

يا على

او حيدر جهاد و خداوند نام بود * شيراوژنى دلير و اميرى بنام بود نستوه چون صلابت حجم بلندكوه * آيينهء فروتنى خاص و عام بود خود يكّه‌تاز عرصهء حكم و حدود شرع * تنديسى از عدالت و دين و نظام بود دانى چرا اسد شده نام مباركش * هر گرگ‌زهره‌اى به برش ميش رام بود و اصل به حق ز تفرقه بيزار ، در عمل * نخل بلند پرثمر انسجام بود زخميست تا هميشهء خودكامگان ، ولى * بر خاطر شكسته‌دلان التيام بود خاشع به پيش حضرت حق در مصاف خصم * غرّنده در مهابت شير كنام بود حمد خداى را كه چنين بنده آفريد * او گرچه خود خداى مصاديق عام بود چون نيمهء جلالت جان پيمبر است * تابنده‌تر ز هالهء ماه تمام بود غرّان چو رعد در بر ظالم ، بسان بيد * لرزان اشك چشم يتيمان شام بود در چلچراغ طالع نهج‌البلاغه‌اش * خورشيد پرفروغ مفاهيم تام بود شأن نزول آيهء اكملت دينكم * عيد غدير در خم اين اهتمام بود آوازهء محبّت و عدل و برائتش * در كوچه‌هاى كوفه حديث مدام بود بخشنده چون كرامت دريا به خدمتش * صدها هزار حاتم طايى غلام بود دستش اگر به قبضهء شمشير مىرسيد * حلقه‌به‌گوش درگه او پور سام بود در راه دين و حفظ كيان محمّدى * دستش كريم و قلب و زبانش حسام بود ابعاد گونه‌گون على با بيان عشق * صنع عظيم قاعده‌هاى كلام بود در عالم مشارب دانايى و كمال * خود وارث هميشگى اين مقام بود آن‌كس كه در تمامى عمرش خطا نكرد * ميزان ميان حدّ حلال و حرام بود راهى نداشت تيره‌دلى در حريم آنك * دريادلى كه خصمى زنگ ظلام بود آيينه سيرتى كه به آيين مردمى * لبخند آفتاب بلورين جام بود اجراى حق نبود اگر تيغ سركجش * در بستر هميشهء خواب نيام بود جان نبى ، ولىّ خدا ، سيّد امم * داناى اكبرى كه عظم العظام بود دنياى علم فارغ انديشه‌هاى شك * از بركتش عقول بشر پرقوام بود ناباوران به دست تشتت اسير و ليك * دنيا به كام مردم نيكومرام بود فرق على شكست و جهانى يتيم شد * فريادرس به غير على گو كدام بود ؟