خطوط رابطه را كوچهها نمىسازند * بيا كه حرمت اين راه را تباه كنيم
كنار هم بنشينيم پشت يك لبخند * دوباره صحبتى از كنج خانقاه كنيم
شراب و خلوت و شب را گناه مىدانند * رسيده باز شب آرى بيا گناه كنيم
غصّه مىخورند
وقتى كه چشمهاى شما غصّه مىخورند * گويى فرشتگان خدا غصّه مىخورند
در سال بهت و دلهره جاى بهار نيست * وقتى تمام چلچلهها غصّه مىخورند
اين دستهاى يخزده در اين هجوم سرد * امشب براى غربت ما غصّه مىخورند
اى ميخك غريبه و خاموش گريه كن * وقتى براى مرگ صدا غصّه مىخورند
گاه نوازش است سهتارى بزن رفيق * كاينك براى مرگ صدا غصّه مىخورند
رفتيد و شعرهاى من اين كودكان پاك * بانوى من ز سوگ شما غصّه مىخورند
گلايه
مرا كه از خودم اى بهترين غزل گله دارم * بخوان كه با خود و دنياى خويش فاصله دارم
مرا بيازار اى آشناى خوب قديمى * كه رنج مىكشم امّا هنوز حوصله دارم
دوباره تا تو پديدار گشتى اى غم ديرين * به گوش پنجره خواندم هواى هروله دارم
در اين محاصره آرى به عشق و عاطفه گفتم * كه با تمامى ايمان خويش مسأله دارم
چه انزواى غريبيست در حوالى چشمت * در انتهاى نگاهت چقدر مشغله دارم
هزار خاطره دارم ولى غزل نگرفتم * چه سودى اى دل عاشق از اين معامله دارم
با گريههايم
براى غربت سردم بهار مىگريد * ميان دست فقيرم سهتار مىگريد
تو رفتى و دلم اين صخرهء سياه از شرم * به اسم بىگنه آبشار مىگريد
هجوم وحشى طوفان شب نشسته ببين * كسى در اين شب ظلمت حصار مىگريد
در اين محاصره مردى نشسته بر گورش * براى غربت خود زارزار مىگريد
كسى كه مىشنود نبض انتهاى تو را * در آستانهء شب در غبار مىگريد
نداى عشق و انا الحق هميشه خواهد بود * هميشه ديدهء چشمانتظار مىگريد