3 - خرده اوستا ، 4 - يسنا ( دو جلد ) ، 5 - سوشيانس ، 6 - ايرانشاه ( تاريخ مهاجرت زردشتيان به هند ) ، 7 - گفتوشنود فارسى ( كتاب دستور براى مدارس هند ) ، 8 - فرهنگ ايران باستان ( جلد اول ) ، 9 - راوى ( متن سخنرانى ) ، 10 - خرّمشاه ( سخنرانيهاى او در هند ) ، 11 - پوراندختنامه ( مجموعه اشعار ) ، 12 - يزدگرد شهريار ( منظومه به مناسبت هزاره فردوسى ) ، و نيز چند اثر و مجلهء ديگر .
پورداود يكى از مشاهير دانشمندان ايران است كه در نشر ادبيات و فرهنگ ايران باستان كوششهاى ارجدارى انجام داد و در اين رهگذر خدمات او شايان قدردانى است و در سال 1347 در تهران بدرود حيات گفت .
قسمتى از يك مخمّس
دوش در انجمن طايفهء دردكشان * هاتفى نعرهزنان گفت به خيل مستان
سرو آزادگى خويش نشاندند آسان * آبش از خون جگر داده و از اشك روان
ستم و كينه برانداخت نهال از بنيان * خيز از خواب گرانمايه كه گه بس تنگ است
چرخ كجرو هله در كجروى و نيرنگ است * خيز هنگام شتابيدن رزم و جنگ است
تن به فرمان ستمكاران دادن ننگ است * ننگ زيبنده و زيبا نبود از مردان
وقت آسايش و سستى نبود ، بازآييد * دورهء خوارى و پستى نبود ، بازآييد
موسم خويشپرستى نبود ، بازآييد * گاه مدهوشى و مستى نبود ، بازآييد
رو سوى راه نهيد ، ار كه نهايد از مستان * اگر از خاك سرخسيم و اگر از اهواز
گر ز گيلان و عراقيم و اگر از شيراز * اگر از حدّ بلوچيم و اگر از قفقاز
جمله هستيم در اين خاك شريك و انباز * همه را بهره يكى باشد ، در سود و زيان
مرغ دلباختگانيم ، وطن لانهء ماست * آهوى يك چمن و ايران كاشانهء ماست
پور يك مام و وطن مادر فرزانهء ماست * همه فرزند يكى باب و وطن خانهء ماست
جمله پروردهء يك دايه و سير از يك خوان * اى صبا رو به « نكولاى » بدانديش بگوى
دست آز و طمع از بردن اين خاك بشوى * گر هزاران سر در رزم بغلطد چون گوى
نبرى بهره از اين خاك نهجو ، نه سر موى