دنياى دل
اندوه و دردمندى جان ، زايش دل است * آسايشى اگر بود آسايش دل است
اين عشقهاى سركش و اين پويههاى تند * گر نيك بنگرى ، همه فرمايش دل است
غمنالههاى محنت و گلخندههاى شوق * سيماى دردمندى و آسايش دل است
در چشم من زمانه اگر زشتى آورد * زين ديدنم چه سود كه فرسايش دل است
روشندلان خوشند كه بىمنّت نگاه * بزم خيالشان همه ز آرايش دل است
خوش باد هستى تو به دنياى پاكدل * خوشبختى اى عزيز به پيدايش دل است
گل خاطر
پنداشتم هميشه گل خاطر منى * عشق منى ، اميد منى ، دلبر منى
پنداشتم چو نقش دلاويز صبحدم * در انتظار شام سيهپيكر منى
پنداشتم به دشت غمانگيز زندگى * يار منى ، پناه منى ، ياور منى
پنداشتم نگاه تو پيك محبّت است * شوق منى ، نشاط منى ، ساغر منى
پنداشتم كه صافى زنگار خاطرى * پنداشتم كه شهد من و شكر منى
پنداشتم كه در پس تنهايى و سكوت * از عمر آنچه مانده بهجا در بر منى
پنداشتم كه تلخى ايّام رفته را * تا انتهاى عمر ، صفاگستر منى
پنداشتم كه از پس امواج درد و رنج * در بحر دردخيز زمان ، بستر منى
پنداشتم كه درخور عشق و محبّتى * در نقش آرزو گل بارآور منى
پنداشتم به وصل تو بايد اميد داشت * غافل كه دشمن دل غمپرور منى
رنگ فريب بود همه نقش و بعد از اين * اهريمن فريبى و در خاطر منى
سكوت باغ
آمد بهار و سر نزد از دشت ما گلى * نشكست اين سكوت ز غوغاى بلبلى
اين باغ را چه شد كه كنون در بساط آن * نه ساغر گليست نه گيسوى سنبلى
آوخ كه مانده در دل پويندگان عشق * نه قدرت شكيب و نه تاب تحمّلى
از بهر وصف چهرهء فرداى زندگى * نه شكرين سرود و نه ذوق تغزّلى
رندان چرا شراب دمادم نمىكشند ؟ * در دور عاشقان ز چه نبود تسلسلى