تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
زهى ملك بهشت‌آسا كه از خلد * « عبيرآميز مىآيد شمالش » گر ايدون هر كمالى را زواليست * « خداوندا نگهدار از زوالش »

رؤياها

دل در بن كوچهء فراموشى * خلوتگه شاعرانه‌اى دارد وز زير و بم نواى خاموشى * موسيقى جاودانه‌اى دارد
* *
ز آشوب جهان كرانه‌اى دارد * در عرصهء بيكران رؤياها زان‌سوى تن آشيانه‌اى دارد * در خطّهء بىنشان رؤياها
* *
در ظلمت جاودان رؤياها * مىپويد و راه مىنيابد باز سرگشته در آسمان رؤياها * با بال فسانه مىكند پرواز
* *
پر بسته لب از نشيند و از آواز * در پردهء جان ترانه‌اى دارد وز جاذبهء خيال افسون‌ساز * هر لحظه ز نو فسانه‌اى دارد
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 93 | سيد محمد باقر برقعى