همه گويند كه عصر ادب است * موقع فايده از مُكتسب است
اى خدا پس ز چه محزونم من * مر از اين دايره بيرونم من
قطعه
بد مكن كز براى مردم بد * بدِ تو در بدى بهانه شود
پس بديها كنند و براثرش * بدِ تو شهرهء زمانه شود
فكاهى
وه كه از من كسى نمىپرسد * كه چگونهست كاروبار معاش
سفرهء من تهى بود از نان * كاسهء من تهى بود از آش
كار عدليه سخت درهم كرد * سوء تدبير سيد كلاش
تاج كاووس و گرز رستم را * داده گردون به ميرزا خشخاش
اين خلف كرده از سلف شادم * باد رحمت به اولين نبّاش