است . »
بهمنى كمكم با شعر و شاعرانى در همان محيط آشنا مىشود و قريحهاش بيدار شده و در دهسالگى به سرودن شعر مىپردازد و گهگاهى شعرش در مجلههاى هفتگى به چاپ مىرسد و در آغاز تحت تأثير نيما قرار مىگيرد و شعر او را مىپسندد و در غزلى چنين مىگويد :
جسمم غزل است امّا ، روحم همه نيماييست * در آينهء تلفيق ، اين چهره تماشاييست
تن خود به قفس دارد جان زادهء پرواز است * آن ماهى تنگاب و اين ماهى دريايىست
در من غزلى اينك ، دنبال تو مىگردد * اى آنكه تو را ديدن ، انگيزهء گوياييست
نخستين مجموعهء شعر او به نام " باغ لاله " در سال 1350 وسيلهء انتشارات بامداد منتشر شد . در اين اثر راه نيما را مىرود ، اما معتقد به وزن در شعر است . در سال 1351 دومين دفتر شعرش به نام " بىوزنى " چاپ شد . در اين مجموعه ، همان گونه كه از نام كتاب پيداست خود را از بند وزن شعر رها مىسازد و در سال 1370 سومين مجموعهء شعرش به نام " گاهى دلم براى خودم تنگ مىشود " منتشر شد كه شاعر در اين اثر به ياد دلش مىافتد و غزل مىسرايد .
بهمنى علاوه بر آثار فوق ، چند قصهء منظوم براى كودكان سروده كه توسط انتشارات پديده به چاپ رسيده است و در نظر دارد سه دفتر شعر ، يكى غزل و دومى شعر آزاد و سومى گزيدهاى از آغاز تا امروز شعر خود را ارائه دهد .
بهمنى داراى همسرى به نام پروانه ، و شش فرزند به نامهاى بهمن ، ترانك ، ساده ، آيه ، غزل و واژه دارد و سالهاست كه در بندر عباس سكونت اختيار كرده و با چاپخانهاى كه دارد در ( دنياى چاپ ) سرگرم شعر و كار مىباشد .
رفته بودم . . .
رفته بودم كه در آن منظره چشمى بچرانم * نه ، كه تا چشم مرا هست ، بر او خيره بمانم
چه گذشتهست كه من ، مرد سفرهاى دوروزه * ديرگاهيست ، سفر كردن از او را نتوانم ؟