تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 634

مساهمون:

ص٦٣٤
لقمه چون گربه ببوديم به هر ليل و نهار * از طعام بيمار گرچه در بين شفاخانه پرستار شديم * دير بيدار شديم گفت « بهلول » كه سازيد به قرآن رفتار * تا نگرديد افگار ما نكرديم عمل ، لاجرم افگار شديم * دير بيدار شديم

ايده‌آل بهلول « 1 » « قسمت اول » شب زفاف زهرا ( س )

اوايل مه حج است و ماه‌هاى حرام * فكنده‌اند سكون عجيب در اقوام عموم قوم عرب ، خواه كفر و خواه اسلام * نهفته‌اند در اين ماه تيغها به نيام كه ترك جنگ در اين وقت هستشان آيين * ز هجرت نبوى منقضى شده يك سال رواج يافته احكام خالق متعال * فضاى شهر مدينه ز عيش مالامال گروه خزرج و اوس‌اند خرّم و خوشحال * ز كفر كرده توجه همه به جانب دين شده‌ست كشمكش داخلى شهر اصلاح * عموم مردم يثرب ز كف نهاده سلاح نمانده‌ست اثر از سرقت و زنا و سفاح * گرفته جاى زنا و سفاح ، عقد و نكاح عيوب سابقه را محو كرده ز رسم نبى * به تيغ عدل برافتاده ظلم را بنياد روانه يثربيان بر طريق صدق و سداد * تمام مجتنب‌اند از نفاق و كذب و فساد گرفته مسلك توحيد و برده شرك از ياد * به سنگ خاره شكسته سر بت سنگى دو معشرى كه بُدند از حيات هم بيزار * كنون بسان برادر شدند با هم يار نهاده گفتگوى اوس و خزرجى به كنار * نهاده است خدا نام جمله را انصار كه ناصران رسولند روز جنگ و كين . . .
هامش
( 1 ) - عشقى ، شاعر نامور ، مخمسى دارد به نام ايده‌آل ؛ بهلول نيز در همان قالب مخمسى دارد با مضمون ديگرى كه در 150 بيت سروده ، و من چند بند از آن را در اينجا مىآورم .
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 634 | سيد محمد باقر برقعى