لقمه چون گربه ببوديم به هر ليل و نهار * از طعام بيمار
گرچه در بين شفاخانه پرستار شديم * دير بيدار شديم
گفت « بهلول » كه سازيد به قرآن رفتار * تا نگرديد افگار
ما نكرديم عمل ، لاجرم افگار شديم * دير بيدار شديم
ايدهآل بهلول « 1 » « قسمت اول » شب زفاف زهرا ( س )
اوايل مه حج است و ماههاى حرام * فكندهاند سكون عجيب در اقوام
عموم قوم عرب ، خواه كفر و خواه اسلام * نهفتهاند در اين ماه تيغها به نيام
كه ترك جنگ در اين وقت هستشان آيين * ز هجرت نبوى منقضى شده يك سال
رواج يافته احكام خالق متعال * فضاى شهر مدينه ز عيش مالامال
گروه خزرج و اوساند خرّم و خوشحال * ز كفر كرده توجه همه به جانب دين
شدهست كشمكش داخلى شهر اصلاح * عموم مردم يثرب ز كف نهاده سلاح
نماندهست اثر از سرقت و زنا و سفاح * گرفته جاى زنا و سفاح ، عقد و نكاح
عيوب سابقه را محو كرده ز رسم نبى * به تيغ عدل برافتاده ظلم را بنياد
روانه يثربيان بر طريق صدق و سداد * تمام مجتنباند از نفاق و كذب و فساد
گرفته مسلك توحيد و برده شرك از ياد * به سنگ خاره شكسته سر بت سنگى
دو معشرى كه بُدند از حيات هم بيزار * كنون بسان برادر شدند با هم يار
نهاده گفتگوى اوس و خزرجى به كنار * نهاده است خدا نام جمله را انصار
كه ناصران رسولند روز جنگ و كين . . .
هامش
( 1 ) - عشقى ، شاعر نامور ، مخمسى دارد به نام ايدهآل ؛ بهلول نيز در همان قالب مخمسى دارد با مضمون ديگرى كه در 150 بيت سروده ، و من چند بند از آن را در اينجا مىآورم .