تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 635

مساهمون:

ص٦٣٥

بهمنى ( 1321 )

محمد على بهمنى ، شاعر خوش‌قريحه و توانايى كه زندگى را از كارگرى آغاز كرد و با استعداد سرشار و شكوفايى كه داشت در رهگذر شعر گام نهاد ، در آغاز تحت تأثير شعر نيما قرار گرفت و به راه او رفت و گهگاهى در پاره‌اى از مجله‌ها شعرش به چاپ رسيد و به تدريج گامهايش استوارتر گرديد و شعرش مورد توجه قرار گرفت . بهمنى در فروردين 1321 شمسى در بين راه تهران و دزفول در قطار راه‌آهن چشم به جهان هستى گشود ، چون خانواده‌اش براى ديدار يكى از بستگانى كه در دزفول سكونت داشت مىرفتند ، اين واقعه روى داد . بنابراين كودك زاده‌شده در ترن و پا گرفته و زبان گشودهء در تهران است و اين مولود هشتمين فرزند خانوادهء يك كارگر مىباشد . پدرش ، محمد حسين بهمنى ، در تهران كارگر راه‌آهن بود و در سمت سوزنبانى خدمت مىكرد ، مادرش نيز از زنان فاضله بود و با زبانهاى عربى و فرانسه آشنايى داشت . محمد بهمنى پس از تحصيلات مقدماتى از كودكى با كار در چاپخانه به كارگرى پرداخت . خود مىگويد : « پدرم كار كردنم را مىپسنديد و مادرم درس خواندنم را ، با اينكه امروز در شهر بندر عباس چاپخانهء كوچكى دارم ، اما خصايص و روحيات كارگرى خود را همچنان حفظ كرده‌ام » و اضافه مىكند : « از خستگى كار در چنين محيطى لذت مىبرم ، الفباى زندگى و حروف را هم در اين كلاس آموخته‌ام . » بهمنى هنگامى كه خردسال بود در يكى از چاپخانه‌هاى تهران به كار پرداخت . خود دربارهء آغاز شاعرىاش چنين مىگويد : « در چاپخانه با الگوى مهربانى فريدون مشيرى ، كه آن روزها مسئول صفحهء ادبى ( هفت تار چنگ ) مجلهء روشنفكر بود ، آشنا شدم و آن عزيز نبض شعرم را گرفت و تب هميشگىام را شناخت ، نامش براى هميشه در من باقى
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 635 | سيد محمد باقر برقعى