تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 627

مساهمون:

ص٦٢٧
زى قبله‌گاه جاه خليفه * بردند خوار و خسته اسيرى مردى به مردى از همه بيشى * گردى وطن‌پرست دليرى
* *
در بارگاه معتصم آن روز * جشنى شكوهمند به پا بود سرمست‌تر ز خلق ، خليفه * مست از شراب فتح و رضا بود
* *
لحن غريب و نغز مغنّى * پيوسته از زمين به سماوات و ز بانگ نوش عربده‌جويان * دار الخلافه گشته خرابات
* *
ساقى پياله در كف و رقصان * سيمين‌برش چو طرّهء دلبند ميخانه‌ها ز مى به نگه داشت * گلخانه‌ها ز گل به شكرخند
* *
ساغر به دست قهقهه‌زن مست * مير و وزير ، عالم و عامى شكرانهء شكستن بابك * خصم عرب منافق نامى
* *
ناگه ز حاجبان خليفه * مردى ز خود برون به درون شد يكسر به صدر رفت به پيغام * چيزى به راز گفت و برون شد
* *
شد منقلب نشاط خليفه * ساغر ز كف نهاد به يك‌بار مجلس فرونشست ز جوشش * هركس نژند تا چه بود كار ؟
* *
رازى غريب در دل ايوان * پيچيد و گرد درد پراكند شادى فسرد و نشئه فرومرد * غم جام جان جمله بياكند
* *
يا للعجب چه شد كه خداوند * خنجر گزيد جاى مى و رود ؟ زين عيش رازناك جدايى * زين بزم پرمخاطره بدرود
* *
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 627 | سيد محمد باقر برقعى