تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 624

مساهمون:

ص٦٢٤
سرودن شعر پرداختم و در زابل كه به كار معلمى و تحصيل اشتغال داشتم و در اعياد ملى شركت كرده و شعر مىخواندم و همواره مورد تشويق قرار مىگرفتم و در همين شهر بود كه دل به مهر دخترى سيه‌چشم كه از خانواده‌هاى معروف و بزرگ بيرجند بود و سالها در زابل سكونت اختيار كرده بود بستم كه منجر به ازدواج گرديد . » بهزادى علاوه بر مقالات و اشعارى كه در مطبوعات از او به چاپ رسيده ، آثار و تأليفاتى نيز از خود به جاى گذارده كه از آن جمله است : يادى از گذشتهء ايران ، ستارگان كرمان ، سخن پيرامون سبك‌شناسى ، تاريخ ادبيات و سبك‌شناسى ، ايران از آغاز دورهء مغول تا آغاز مشروطيت ، اختران خراسان ، شيرين‌كاران شيراز ، سخن‌سرايان آذربايجان ، دامنى گل ( با همكارى دو استاد ديگر ) ، درّ درى ( با همكارى استادان دانشكدهء افسرى ) ، تأليف فرهنگ و اصطلاحات ادبى ، همچنين تحقيقاتى دربارهء طنزسرايى در ادب فارسى دارد كه هنوز به چاپ نرسيده است . بهزاد در سال 1355 نخستين شعر خود را به نام " اشكى و آهى " طبع و منتشر ساخت و اخيرا نيز تذكرهء شعراى كرمان را طبع و نشر كرده است .

حماسهء بابك

بيا تا جان بياميزيم با اشك * به ياد مادرى بر خاك ريزيم بيا از اشك ، سنبلها ببنديم * به يادش در دل افلاك ريزيم
* *
كدامين مام ؟ آن مردآفرينى * كه بابك زاد تا مرد آفريند شكوه مردى و مردانگى را * دليرى دردپرورد آفريند
* *
بسا شبها كه آن مام دل‌افروز * به بالين پسر بنشست بيدار حديث محنت‌انگيز نهاوند * به بانگ لاىلايى كرد تكرار . . .
* *
تا بردريده شقّهء شب را * خورشيد با خدنگ طلايى برجست بابك از دل مكمن * با خصم خاى تيغ خدايى
* *