بهار كه از استادان مسلّم شعر و ادب فارسى به شمار مىرود ، شاعرى تجددخواه و آزادىطلب بود و علاوه بر زبان فارسى و عربى ، به خط و زبان پهلوى نيز كاملا آشنايى داشت .
استاد سعيد نفيسى درباره بهار مىگويد : « من نزديك سى سال با بهار مربوط بودم و گاهى با او كارهاى ادبى و اجتماعى كردهام و مىتوانم به جرأت بگويم كه او از همهء شاعران عصر ما خوشتشخيصتر و موقعشناستر بود ، فطرتا و ذاتا تجددخواه بود ، دلش مىخواست از جهان و از تمدن عقب نماند ، اما گاهى هم او را مىفريفتند . بااينهمه ، در آن فريب بسيار نمىپاييد و به اندك راهنمايى كه به او مىكردى ، از آن راه كج برمىگشت .
همين خصلت را در هيچيك از اقران او من نديدم .
زندگى شاعرى وى را مىتوان به سه دوره تقسيم كرد : در دورهء اوّل هنوز جز تقليد از گويندگان قديم كارى نكرده است . در دورهء دوّم تكان سختى به خود داده و خواسته است زنجيرهاى سابق را بگسلد و سخت در تكاپوى تجدد بوده ، اما آثار مهمى نتوانسته است در اين زمينه فراهم كند . در دورهء سوّم سرانجام راه خود را پيدا كرده و دست از آن تجدد افراطى اواسط دورهء شاعرى خويش شسته و شاهكارهاى جاودان از خود گذاشته است . »
از آثار و تأليفات اوست : 1 - ديوان اشعار ( در دو مجلد ) ، 2 - تاريخ احزاب سياسى يا انقراض قاجاريه ، 3 - سبكشناسى ( در سه مجلد ) ، 4 - چهار خطابهء منظوم ، 5 - ترجمهء احوال محمد بن جرير طبرى ، 6 - رمان نيرنگ سياه يا كنيزان سفيد ، 7 - رسالهء زندگانى مانى ، و نيز كتب متعددى مانند : مجمل التّواريخ و تاريخ سيستان به تصحيح او منتشر گرديد .
پيام ايران
به هوش باش كه ايران تو را پيام دهد * تو را پيام به صد عزّ و احترام دهد
تو را چه گويد ؟ گويد كه خير بينى اگر * به كار بندى پندى كه باب و مام دهد
نسيم صبح كه بر سرزمين ما گذرد * ز خاك پاك نياكان تو را سلام دهد
و ز استخوان نياكانت بر گذشته بود * دم بهار كه از گل به گل پيام دهد
به ياد عشرت اجداد توست هر نوروز * كه گل به طرف گلستان صلاى عام دهد