تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 531

مساهمون:

ص٥٣١

نقش حقيقت

گرسنه رهروى گفتا به دهقان * مرا كن سير بىعذر و بهانه به نزدش هشت دهقان يك طبق جوز * كه مىخور مغز آن را دانه‌دانه شكست و خورد يك‌يك را به تعجيل * ز جا برخاست تا گردد روانه بگفتا : شكر احسان از برايم * دعايى كن ، دعايى صادقانه نظر بر آسمان افكند و گفتش * به پاسخ اين جواب عارفانه چه حاجب بر دعا ، نقش حقيقت * نگردد محو ، از لوح زمانه يقين دان چون شكستم جوز ، بشنيد * صدايش را خداوند يگانه

مادر

مادر اى آفتاب روشندل * كه فروزان به شام تار منى تو به درياى بيكران وجود * بهترين درّ شاهوار منى مونس درد و رنج و محنت و غم * محرم سرّ و آشكار منى با دلى زار و ديده‌اى نگران * روز تا شب در انتظار منى تويى آن شمع پاك جان كه مدام * اشكريزان به حال زار منى تويى آن ابر مرحمت كه ز جود * سايه‌گستر به كشتزار منى تويى آن لاله در بساط جهان * كه همه عمر داغدار منى تو به دوران زندگانى من * همنشين دل فگار منى نيست بيم خزان بهار مرا * تا تو آرامش بهار منى بعد من اى فروغ مهر و اميد * شمع روشنگر مزار منى كيستى اى فرشتهء رحمت * كه شب و روز در كنار منى نيستى آفريدگار ، ولى * به خدا آفريدگار منى
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 531 | سيد محمد باقر برقعى