سير و سفر و شعر در مطبوعات خراسان و تهران و شيراز و اصفهان و يزد به چاپ رسيده است .
بقا علاوه بر شعر در زمينههاى تحقيقات ادبى نيز دست دارد و آنچه تاكنون از وى منتشر شده عبارت است از : لطيفهها ، زندگى طراز يزدى ، چهل حديث منظوم از حضرت رضا ( ع ) ، سفرنامهء حج به نام " وقوفى در عرفات " ، و سفرنامه عمومى تحت عنوان " سير آفاق و انفس " ، و جلد دوم لطيفهها .
ميراث
گرچه برخاسته ز آتشگه يزدانم من * تربيتيافتهء خاك خراسانم من
به سناباد برافروختهام شمع هنر * گرچه برخاسته ز آتشگه يزدانم من
بلبل گلشن طوسم نه ز بستان دگر * طوطى خوشسخن اين شكرستانم من
سالها ريزهخور خوان خراسان بودم * گر به اقليم سخن نادر دورانم من
عمر طى كردم در خدمت ارباب هنر * گر كه امروز سبق برده ز اقرانم من
گر به يزد و به صفاهان سخنم يافت رواج * نتوان گفت ز يزد و ز صفاهانم من
يزدىام ليك نه در شعر كه در كوشش و كار * رهنورد ره و آيين نياكانم من
طرفه شاگرد اساتيد خراسان بودم * تربيتيافتهء مكتب ايشانم من
گر دليرم به سخن ، نيست تو را جاى شكفت * زانكه برخاسته از مهد دليرانم من
گرچه سبك سخن صائب تبريز خوش است * پيرو مكتب مسعود سخندانم من
همچو مسعود نِيَم ليك ز بىهمنفسى * اندر اين ناى بلاخيز به زندانم من
شدهام روشنى بزم عزيزان و چو شمع * با دل سوخته و ، ديدهء گريانم من
همچو گل چهرهبازيست مرا با بد و نيك * گرچه چون غنچه ز غم سربهگريبانم من
بسكه چون زلف نمودم به پريشانى خود * روز و شب محرم دلهاى پريشانم من
نكنم همسرى زهدفروشان ريا * سخت از حيله و تزوير گريزانم من
رحم و ايمان و وفا دارم و وجدان شرف * ديو و دد نيستم اى دوست كه انسانم من
تاجر عشقم و سرمايه مرا مهر و وفاست * گرچه زين هر دو اسير غم و حرمانم من
گر متاعم به پشيزى نخرند اهل جهان * چه زيان ، بهرهور از لطف جهانبانم من
حاصلم گر كه از اين كار زيان بود و زيان * نه چنان است كه از كرده پشيمانم من