تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 513

مساهمون:

ص٥١٣
مثنوى ، 6 - تاريخ ادبيات فارسى ، 7 - منتخبات ادبيات فارسى ، 8 - قديم‌ترين اطلاع از زندگانى خيام ، 9 - تصحيح و تحشيهء كتاب فيه ما فيه ، و چند اثر ديگر . آثار تحقيقى و انتقادى و ادبى او نيز در برخى مجلات منتشر شده است .

كوى عشق

مرا در كوى عشقت رهگذر باد * تو را هم سوى اين مسكين نظر باد تو را با ما عنايت بيش از اين بود * دگر گشتى تو احوالت دگر باد نظر بر داشتن ناليدم از دل * كه يا رب اين جوان صاحب‌نظر باد چو شب در كويت آيم بىخردوار * رفيقم آه سرد و چشم تر باد من از عالم غمت را دوست دارم * از اين سودا غم تو باخبر باد اگر جز عشق بار ديگر آرد * درخت عمر من بىبرگ و بر باد و گر جز در هواى رويت اى گل * زند پر مرغ دل بىبال‌وپر باد چو با سوز جگر طبع تو خوش كرد * نصيب من همه سوز جگر باد تنم گر دست‌فرسود غمت نيست * به شهراه حوادث بىسپر باد اگر سوزد درون من بكاهد * مرا اين آه سوزان بىاثر باد نيارد خون اگر چشمم ز هجرت * مژه در ديده همچون نيشتر باد چو خورشيد رخت گردد شررپاش * تنم آماج آن سوزان شرر باد اگر گويى دعاى خيرم اين گوى * كه اين آشفته‌دل آشفته‌تر باد

هوا

هوا گرچه بىمايه و كم‌بهاست * چه مايه هنرها كه در اين هواست هوا را تو با چشم خوارى مبين * كه اين نز خرد بل ز روى هواست بشر را هوا مايهء زندگىست * جهان را هم او اصل نشو و نماست اگر نايد از سينه يك‌دم برون * شما راحله زندگانى هباست تن و جان مردم به نيرو كند * از آتش دل‌انگيز و خاطرگشاست بويژه سپيده‌دمان وقت آنك * از اين تيره‌دمهاى ناخوش جداست تن نازك گل به رقص آورد * ببين رقص گل را كه چه دلرباست