مثنوى ، 6 - تاريخ ادبيات فارسى ، 7 - منتخبات ادبيات فارسى ، 8 - قديمترين اطلاع از زندگانى خيام ، 9 - تصحيح و تحشيهء كتاب فيه ما فيه ، و چند اثر ديگر . آثار تحقيقى و انتقادى و ادبى او نيز در برخى مجلات منتشر شده است .
كوى عشق
مرا در كوى عشقت رهگذر باد * تو را هم سوى اين مسكين نظر باد
تو را با ما عنايت بيش از اين بود * دگر گشتى تو احوالت دگر باد
نظر بر داشتن ناليدم از دل * كه يا رب اين جوان صاحبنظر باد
چو شب در كويت آيم بىخردوار * رفيقم آه سرد و چشم تر باد
من از عالم غمت را دوست دارم * از اين سودا غم تو باخبر باد
اگر جز عشق بار ديگر آرد * درخت عمر من بىبرگ و بر باد
و گر جز در هواى رويت اى گل * زند پر مرغ دل بىبالوپر باد
چو با سوز جگر طبع تو خوش كرد * نصيب من همه سوز جگر باد
تنم گر دستفرسود غمت نيست * به شهراه حوادث بىسپر باد
اگر سوزد درون من بكاهد * مرا اين آه سوزان بىاثر باد
نيارد خون اگر چشمم ز هجرت * مژه در ديده همچون نيشتر باد
چو خورشيد رخت گردد شررپاش * تنم آماج آن سوزان شرر باد
اگر گويى دعاى خيرم اين گوى * كه اين آشفتهدل آشفتهتر باد
هوا
هوا گرچه بىمايه و كمبهاست * چه مايه هنرها كه در اين هواست
هوا را تو با چشم خوارى مبين * كه اين نز خرد بل ز روى هواست
بشر را هوا مايهء زندگىست * جهان را هم او اصل نشو و نماست
اگر نايد از سينه يكدم برون * شما راحله زندگانى هباست
تن و جان مردم به نيرو كند * از آتش دلانگيز و خاطرگشاست
بويژه سپيدهدمان وقت آنك * از اين تيرهدمهاى ناخوش جداست
تن نازك گل به رقص آورد * ببين رقص گل را كه چه دلرباست