متاع معرفت
اى دل متاع معرفت ، اينك به بازار آمده * خلق جهان از چارسو او را خريدار آمده
از فيض ارباب هنر شد شاخ دانش بارور * هم علم و هم فنّ منتشر در كلّ امصار آمده
هر عالمى عامل شده هر جاهلى عاقل شده * هر ناقصى كامل شده هر مست هشيار آمده
شد تار دانش بافته انوار حكمت تافته * وحشى تمدّن يافته در سلك احرار آمده
در كشور مغرب زمين شد حصن دانايى حصين * بنياد نادانى ببين يكسر نگونسار آمده
در عزّ و رفعت گشته طاق اعداء دين از اتّفاق * اسلام از جهل و نفاق اندر جهان خوار آمده
زنهار اى ايرانيان غافل مباشيد اين زمان * زيراكه غفلت در جهان بارآور عار آمده
نظم « بديع » ممتحن شد زيور هر انجمن * تا بهر ابناى وطن نطقش به گفتار آمده
پند فرزند
پندى به تو گويم اى پسر جان * كارزد همه دولت جهان را
چيزىك براى خود نخواهى * بهر دگرى مخواه آن را
بشنو كه شوى بسى جوانبخت * پند من پير نكتهدان را
كاولاد نكو به جان پذيرند * پند پدران مهربان را
عيش ناپايدار
شب مهتاب و ايّام بهار است * مىام در پيش و ماهم در كنار است
شبى خوش روزگارى خوش ولى حيف * كه عيشى اينچنين ناپايدار است