تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨

بديع ( 1316 - 1251 )

محمد حسن بديع ( نصرة الوزاره ) در سال 1251 هجرى شمسى در كاظمين چشم به دنيا گشود . پدرش ملا رضا ، معروف به بهبهانى ، در شيراز متولد و در جوانى به قصد تجارت به بصره رهسپار گرديد و در آنجا رحل اقامت افكند . بديع علوم ادبيه و عربيه را در همان شهر فراگرفت و با زبان فرانسه آشنايى يافت و در اوان پيدايش مشروطيت مقالات تند و مهيجى در روزنامهء حبل المتين مىنگاشت و در بصره به تشكيل جمعيت ايرانيان پرداخت و پس از خلع محمد على شاه و اعلام مشروطيت جشن باشكوهى بر پا كرد . ازآن‌پس اشعار و مقالاتى دربارهء اوضاع ايران در روزنامه‌ها انتشار داد و از آن جمله در نكوهش القاب مىگويد :
شكر خدا در ايران از همت بزرگان * منصب شده فراوان القاب بىشماره القاب مملكت را گر روى هم بچينند * برجى بلند گردد مانند يك مناره اندر كتاب « قاموس » حرفى دگر نمانده * كان را لقب نكرده كابينهء وزاره علم و هنر نجوييم خيل و سپه نخواهيم * كايران از اين مناصب خوش مىشود اداره
بديع در سال 1299 شمسى به ايران آمد و به سمت كنسولگريهاى ايران در كربلا و بعد در بصره و بغداد ، و سپس هرات و بيروت منصوب و مشغول كار شد و در سال 1316 شمسى براثر سكته درگذشت . بديع در نظم انواع شعر توانا بود و آثار و تأليفاتش بدين شرح است : 1 - دستور زبان فارسى ، 2 - تاريخ بصره ، 3 - شمس الدّين و قمر ، 4 - داستان باستان ، 5 - داش‌مشتى در پارس ( ترجمه ) ، و ديوان اشعارش در بمبئى به چاپ رسيد . از نظم اوست :