تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
روح من از بوسهء شعر تو سرمست و سبك‌پى * همچو مى از ساغر مسحور تن لبريز گشته
* *
حافظ امشب با تو دارم داستان جانگدازى * ماجراى تلخ‌كامىهاى عمر بىنصيبى دردناك افسانهء افسون قلب پاكبازى * پايبند رشتهء مهرى گرفتار فريبى
* *
خيز و در آيينهء اشكم ، نظر كن داستانم * در تف آهم ببين خورشيد عشق سينه‌سوزم بحر طوفان‌زاى عمرم ، موج خون‌پالاى دردم * آسمان رنگ‌رنگ روزگار غم‌فروزم
* *
من نه آن سنگم كه با سيل قضا خامُش نشينم * موج بىتابم كه تن از بند پستى مىرهايم مىخورم بر صخره‌هاى رنج و درد امّا سبكسر * باز برمىگردم و در تنگنا ، ره مىگشايم
* *
آرزو بودم سراپا تاختم هردم به سويى * گرد دنيا گشتم اندر جستجوى رنگ و بويى رنگ و بو هرگز نشد آغشته با سركش سرشتم * ساختم با انتظارى سوختم در آرزويى
* *
نكته‌اى استاد عشق آموختم از راز پنهان * تا ندارم فاش آن را مهر بربستم زبان را كاروان رفت و من ازبس كندگامم ، بازماندم * اى نسيم شوق رحمى ماندگان كاروان را
* *