تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١
در كام گام تشنهء ما ريزد * امّا ما همچنان * تا انتهاى دهليز دنبال شوق گمشده مىگرديم .

رويش

مانند آب مىگذرى آرام * بر روى سنگ و صخره و شنزار و رودخانه را * مىگسترانى از كوه تا جلگه سبكبار * با هر طنين گام تو ، شاليزار سر مىدهد ترانهء رستن را * و صد جوانه از اعماق خاك ، با - رؤياى لحظه‌هاى رهايى * بيدار مىشوند .
*
اى برگرفته از طپش قلب من حيات * صد دشت و جلگه از تو كران تا كرانه سبز صد جويبار از تو پر از شور و زمزمه * فرياد آشنايى من باش با آفتاب صبحگاهان ، با سحرگهان .
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 461 | سيد محمد باقر برقعى