فارس ، تأليف محمد حسين ركنزاده آدميت به چاپ رسيد ، آثار نوجوانىاش در آن كتاب طبع گرديد . اينك در تهران زندگى مىكند و در بعضى از انجمنهاى ادبى اين شهر شركت مىنمايد .
اى كه گفتى هيچ مشكل چون فراق يار نيست * گر اميد وصل باشد ، آنچنان دشوار نيست
« سعدى »
در قلمرو حافظ
هيچ دردى دلنشين چون درد عشق يار نيست * هركه شد بيمار چشم مست او ، بيمار نيست
نيست راهى هركسى را در حرمگاه وصال * رخنهاى نامحرمان را در حريم يار نيست
هركسى از فخر ، سر بر آستان حق نسود * سر نبايد خواندن آن سر را كه جز سربار نيست
راه مردان خدا از راه نامردان جداست * آن يكى را ، راه هموار است و اين هموار نيست
عاشق حق پايدارى مىكند تا پاى دار * نيست عاشق آنكه چون منصور سر بر دار نيست
نيست پروا پيكر پروانه را از سوختن * نسل ابراهيم را انديشهاى از دار نيست
اى كه گفتى رشتهء هر كار در دست خداست * جاى ظنّ و شبهه و انكار در اين كار نيست
هيچ فكرى راه بر پيدايش هستى نبرد * جز خدا آگه كسى از پردهء اسرار نيست
بين مرگ و زندگى ديوارى از پندار ماست * هيچ موجودى خبردار از پس ديوار نيست
اى كه پندارى جهان در خواب و ، بيداريم ما * گر به چشم دل ببينى ، هيچكس بيدار نيست